بازی هاGames
برنامه هاApplications
گرافیکGraphic
درباره وب
About Us
سایت تخصصی نرم افزار

آرشیو مطالب
Archive
لینک دوستان
Links
پيوندهای روزانه
Daily Links
امکانات وب
Codes
پر مخاطب ها
Favorite Posts
    خبرنامه
    NewsLetter
    عضویت
    Register
    نام کاربري :
    رمز عبور :

    آمار سایت
    Statis-tics
    آنلاین :
    بازدید امروز :
    بازدید دیروز :
    بازدید هفته گذشته :
    بازدید ماه گذشته :
    بازدید سال گذشته :
    کل بازدید :
    تعداد کل مطالب : 29
    تعداد کل نظرات : 0
    اختصاصی (ANTHEM)نقد و بررسي بازي آنثم


    بدون شک آنثم یکی از حوصله سربرترین بازی های تریپل اِی است که تاکنون بازی کردم. بین این بازی و بازی “فال اوت 76” که لااقل برای به سخره گرفتن بین دوستان جنبه فان داشت. فقط بگذارید یک سری شبهه را کنار بزنم که شما از شرکت EA خوشتان نمی آید پس از این بازی هم طبیعتا لذت نمی برید، شما می خواهید که این بازی بد باشد… من واقعا امید بسیاری به این بازی داشتم، احتمال زیاد میدادم واقعا از آن لذت ببرم. من به شخصه عاشق بازی های تیراندازی و غارت هستم مخصوصا از نوع آنلاینش و ایده اینکه چون از شرکت ای اِی متنفریم پس از این بازی هم متعاقبا متنفر هستیم مسخره به نظر می رسد.
    یکی از بازی های مورد علاقه من بازی اِیپِکس لجندز هست که محصول همین شرکت ای اِی است. که برعکس بازی آنثم، دیزاین فوق العاده ای دارد، لذت بخش و عملی است و مسیری کاملا متفاوت از بازی آنثم در پیش گرفته است. بگذارید با انتقاد اول و اصلی خودم شروع کنم:
    انتقاد اول: صفحات بارگذاری بازی
    هیچ بازیی نمیتوان پیدا کرد که به این مقدار صفحه های بارگذاری داشته باشد! صفحات بارگذاری این بازی به حدی زیاد است که تنها دلیلش میتوان علاقه ی سازنده های آن به این صفحات بارگذاری باشد. هر صفحه حدود دو الی سه دقیقه وقت میبرد، که اگر فقط یک صفحه بارگذاری بود گمان نکنم مشکل خاصی پیش می آورد. ولی مشکل آنجاست که متوسط برای هر بار استارت بازی سه صفحه بارگذاری را پشت سر باید گذاشت تا به بازی اصلی رسید.
    تازه اگر می خواهید وارد سوشال هاب بشوید آنجا هم باید از ماراتون صفحات بارگذاری بگذرید، وقتی میخواهید زره یا سلاح خود را عوض یا خریداری کنید هر کدام از اینها به صورت جدا برای خود صفحات بارگذاری دارند، تازه بعد از گذراندن اینها میرسیم به صفحه انتخاب ماموریت که خود آن جداگانه شامل صفحات بارگذاری است. بعد از گذراندن همه اینها  شما به بزرگترین لودینگ اسکرین بازی میرسید جایی که دیگر آماده اید که وارد بازی بشوید و شروع به تیر اندازی و غارت کنید.
     
    تازه اگر وارد بازی شدید اگر به حد کافی خوش شانس باشید وارد یک مرحله در حال انجام می شوید، به این معنی که بازی به شما بیست ثانیه فرصت میدهد تا با سمت هم تیمی خود پرواز کنید که بیشتر اوقات امری محال است چرا که هم تیمی شما آن سوی نقشه قرار دارد تا بعد از بیست ثانیه شما را به آن سمت تلپورت کند، اینها همه مقدماتی برای بردن شما به یک لودینگ اسکرین دیگر است. که همین کار از بازی یک چیز ملال آور میسازد چون در هر صفحه بارگذاری به من فرصت فکر کردن درباره مضحک بودن این بازی می دهد، جایی که آدم به این فکر می افتد بجای وقت تلف کردن برود و بازی دیگری انجام دهد.
    خب بعد از این همه صبر و گذراندن آن همه لودینگ اسکرین حد اقل انتظار این است که با یک بازی مواجه شویم که ارزش آن همه انتظار را دارد، خب راستش گیم پلی اصلی بازی در کل بد نیست، به اندازه قابل توجهی تنوع در قابلیت ها و مهارت ها وجود دارد که بیشتر آنها تا حدی فقط آمار و نوع ضربه زدن را بالا می برد که سیستم بدی نیست چیزی نیست که انگشت اشاره را برای محکوم کردن بازی به سمت آن گرفت، چیزی که واقعا بد است طراحی مراحل بازیست. هیچوقت در هیچ بازیی از این نوع، این مقدار بی میلی و تنبلی در طراحی مراحل بازی دیده نشده.
    هر مرحله از بازی “منظورم واقعا تمام مرحله های بازیست” ختم می شود به اینکه دشمن را بکش، به یک جمله چیپ از یکی از کاراکترهای بازی گوش کن، به یک منطقه جدید برو، همان دشمن قبلی را دوباره بکش، به یک جمله چیپ دیگر گوش کن، و از یک تیکه گوشت یا یک چیز مسخره ی دیگر اینشکلی محافظت کن، و مرحله را به پایان ببر-
    دشمنِ بازی از اول بازی تا آخرش همان است، جنگیدن با آن بسیار ملال آور و خسته کننده است، در کل مبارزه بد نیست ولی نمیتواند جلوی ملال آور بودن بازی را بگیرد.
    انتقاد دوم: داستان بازی
    چیز بخصوصی ندارد، همه کاراکترهای بازی بسیار مسخره و افراطی در نقش خود هستند که روح بازی را کاملا از بین می برند. هیچکدام از کاراکترها دوست داشتنی نیستند، شخصیت بد داستان در کل برای پنج دقیقه بر روی صفحه ظاهر می شود و در آن زمان یک کار خبیثانه انجام می دهد تا بدانیم که این یک شخصیت شیطانی است که باید نابود کنیم. دیگر هیچ چیز خاصی برای کشف کردن نیست، به اندازه قابل توجهی ساختمان و قانون های مختلق وجود دارد که من زیاد علاقه ای به نحوه ارائه دادنشان ندارم. همه و همه بسیار سرسری، بی میل و تنبل به شکل بقیه بازی است.
     
    یک مرحله از بازی هست که گمان می کنم حدود هشت ساعت یا بیشتر برای کامل کردن زمان می برد،  مرحله ای شدیدا مسخره و احمقانه با ماموریتهای سخیف و خسته کننده برای کش دادن اصل داستان که شما را برای اینکه داستان را به پایان ببرید مجبور می کند انجام دهید.
    پایان بازی شامل یک مرحله است که بارها و بارها باید انجام دهید تا به مرحله پایان برسید که رسما همان ماموریتهای قبلیست که فقط طولانی تر شده و غول آخر بازی به آن اضافه شده است. غول مرحله آخر هیچ مکانیک خاص و قابل توجهی ندارد.
    اما حرف آخر…
    من واقعا نمی دانم چگونه است که ساخت بازی آنثم پنج سال زمان برده؟ بله ساخت بازی سخت است و از این هم آگاهم که کلی آدم با استعداد و پرشور در بایوویر وجود دارد و واقعا دوست ندارم این را بگویم ولی هیچگونه شور و استعدادی در این بازی نمی بینم. به نظر می رسد کل بازی را در یک اتاق کوچک ساخته اند، و حتی بدتر به نظر می آید افراد آن اتاق کوچک کل کدهای بازی را با دست نوشته اند، چرا که سرتاسر بازی پر از باگ و قطعی های پی در پی است.
    باگ های خنده داری مانند اینکه یک شخصیت اصلی را بدون سر در بازی ببینید تا اینکه به خاطر مشکل در بازی کل یک کلیپ قبل از مرحله را از دست بدهید تا باگ اصلی و اعصاب خورد کنی که بعد از پنج دقیقه بارگذاری صفحه، سومین و آخرین صفحه بارگذاری در درصد نود پنج گیر می کند و مجبور می شوید کل بازی را ریستارت کنید تا دوباره تمام آن لودینگ اسکرین ها را پشت سر بگذارید که حتی فکر کردن به آن ها عذاب آور است.
    واقعا نمیدانم چگونه این بازی برای ساخت پنج سال زمان برده است. این بازی است که حداکثر هیجده ماه برای ساخت زمان برده است مخصوصا مقدار واقعا ناچیز غارتی که می شود در این بازی انجام داد. هر اسلحه فقط دارای سه مدل است و حتی رنکهای خیلی بالا هم فقط از این اسلحه ها استفاده می کنند فقط با ظاهر و رنگ های متفاوت. فقط سه زره برای بازی وجود دارد یکی که اول بازی به شما داده می شود یکی که آن را پیش خرید می کنید و سومی که با پول های رایج بازی ” طلاها و دیگر چیزهایی که در هر مرحله به شما می دهد” خریداری می کنید.
    مقدار طلایی که برای خرید سومین زره لازم است بسیار زیاد است پس برای باز کردن زره سوم وقت زیادی لازم است. بله سه نوع زره تا خودتان را متفاوت تر از بقیه بسازید. شاید تنها چیز قابل قبول کل این بازی فقط موسیقی متن باشد. ولی در کل چیز بخصوص و قابل توجهی در کل این بازی وجود ندارد که این بازی را از یک گیم معمولی بالاتر ببرد.

     


    برچسب‌ها :
    چهارشنبه 30 مرداد 1398 - 21:02 نویسنده : فریدون بازدید : <-PostHit-> ادامه مطلب
    صفحات وب
    Pages